چرا تابستان در بزرگسالی خیلی زود می‌گذرد، اما در کودکی تا ابد ادامه دارد؟

Three smiling children stand arm-in-arm outdoors in a park, raising their fists in celebration.
Rate this post


آخرین روز مدرسه قبل از شروع تعطیلات تابستان را به یاد دارید؟ لحظه‌ای که عقربه‌های ساعت به کندی جلو می‌رفتند و همه منتظر زنگ پایان بودند و بعد ناگهان آن حس عجیب و فوق‌العاده آزادی سر می‌رسید.

اما در بزرگسالی، انگار تابستان‌ها در یک چشم به هم زدن می‌گذرند و ناگهان می‌بینید که تزئینات هالووین در فروشگاه‌ها ظاهر شده‌اند. چه اتفاقی افتاده است؟ چرا در کودکی تابستان‌ها بی‌انتها به نظر می‌رسیدند، اما در بزرگسالی انگار فقط چند روز دوام دارند؟ قسمت جدید پادکست Ask Us Anything از Popular Science به سراغ همین پرسش رفته است.

پادکست Ask Us Anything به پرسش‌های عجیب و غیرمنتظره پاسخ می‌دهد؛ از سوال‌های روزمره‌ای که همیشه در ذهنتان بوده تا موضوعات عجیبی که شاید هرگز به فکر پرسیدنشان نیفتاده‌اید. این قسمت بر اساس مقاله‌ای از Popular Science با عنوان چرا تابستان‌های کودکی بی‌پایان به نظر می‌رسیدند تهیه شده است.

سارا درن: بهترین خاطره‌ای که از تعطیلات تابستانی دوران کودکی‌ات داری چیست؟

الکس: بهترین خاطره تابستانی من مربوط به سرسره آبی در اردوی تابستانی است. یک سراشیبی فوق‌العاده بزرگ بود و واقعاً حسابی به ما خوش می‌گذشت.

کیتی: چیزی که همیشه در ذهنم مانده این است که در تابستان‌ها هر روز همراه مادرم به کتابخانه می‌رفتم. فکر می‌کنم بعد از یکی از آن تابستان‌ها، تمام کتاب‌های داستانی مری-کیت و اشلی موجود در کتابخانه را خوانده بودم.

مکس: ما معمولاً برای یک یا دو هفته به اروپا می‌رفتیم. یکی از دوستان خانوادگی‌مان خانه بزرگی در فرانسه داشت و من سال‌های زیادی از کودکی‌ام را در آن خانه و کنار استخر بزرگش سپری کردم و همان‌جا شنا یاد گرفتم. راستش تعطیلات تابستانی برای من پایان‌ناپذیر به نظر می‌رسیدند. انگار هیچ‌وقت تمام نمی‌شدند و بعد ناگهان به پایان می‌رسیدند.

سارا درن: به پادکست Ask Us Anything از سوی سردبیران Popular Science خوش آمدید؛ جایی که به سوالاتی درباره دنیای عجیب اطرافمان پاسخ می‌دهیم؛ از این‌که دنبال کردن طوفان‌ها واقعاً چگونه است تا این‌که چرا دوران کودکی را به یاد نمی‌آوریم. هیچ سوالی آن‌قدر غیرمعمول یا پیش‌پاافتاده نیست که نتوان درباره‌اش صحبت کرد. من سارا درن، یکی از دبیران Popular Science هستم.

آنی کولبرت: و من هم آنی کولبرت، سردبیر ارشد مجله هستم.

سارا درن: ما در Popular Science همیشه در حال فکر کردن به عجیب‌ترین و جالب‌ترین پرسش‌ها هستیم.

آنی کولبرت: و این هفته قرار است به گذشته برگردیم. سارا، بگو ببینم چرا تعطیلات تابستانی در کودکی این‌قدر طولانی به نظر می‌رسیدند، اما حالا که بزرگ شده‌ایم با سرعت از کنارمان عبور می‌کنند؟

سارا درن: پاسخ کوتاه این است که مغز ما تا حدی با ادراکمان از زمان بازی می‌کند.

آنی کولبرت: واقعاً بی‌انصافی است.

سارا درن: می‌دانم، اما لزوماً چیز بدی نیست. دانشمندان می‌گویند در کودکی، مغز ما زمان را به شکل متفاوتی تجربه می‌کرد.

آنی کولبرت: یعنی فقط بحث حس نوستالژی نیست؟ همان حسی که همه چیز در ده‌سالگی، وقتی آغشته به کرم ضدآفتاب و آب‌میوه یخی بودیم، بهتر به نظر می‌رسید؟

سارا درن: نه، موضوع فقط نوستالژی نیست. در واقع این مسئله به حافظه، تجربه‌های تازه و این حقیقت مربوط می‌شود که در کودکی تقریباً همه چیز برای اولین بار رخ می‌دهد.

آنی کولبرت: یعنی اولین دوچرخه‌سواری، اولین دل‌بستگی در اردوی تابستانی یا اولین تجربه ناخوشایند در سرویس بهداشتی استخر عمومی؟

سارا درن: دقیقاً همین‌طور است؛ چه خاطرات خوب و چه خاطرات بد.

آنی کولبرت: بله.

Three smiling children stand arm-in-arm outdoors in a park, raising their fists in celebration.

سارا درن: من هم همین احساس را دارم. و حالا بعد از یک وقفه کوتاه دوباره برمی‌گردیم. آنی، این گفت‌وگو درباره حافظه مرا به مقاله‌ای که اخیراً از جردن برچت ویرایش کرده بودی و درباره ثبت کردن همه چیز بود، یادآوری کرد.

آنی کولبرت: بله، مقاله‌ای که باعث شد با این واقعیت روبه‌رو شوم که گوشی من تقریباً سی هزار عکس دارد و بسیاری از آن‌ها اسکرین‌شات‌هایی هستند که زمانی فکر می‌کردم روزی به آن‌ها احتیاج پیدا خواهم کرد.

سارا درن: آیا تاکنون دوباره آن‌ها را نگاه کرده‌ای؟

آنی کولبرت: نه، تقریباً هرگز. این مشکل را به آینده واگذار کرده‌ام؛ زمانی که فضای ذخیره‌سازی گوشی تمام شود.

سارا درن: طبق گزارش جردن، روان‌شناسان برای این پدیده نام مشخصی دارند، درست است؟

آنی کولبرت: بله. به آن برون‌سپاری شناختی می‌گویند که اسمش شبیه کاری است که بعد از یک جلسه پراسترس انجام می‌دهید. اما در واقع منظور استفاده از ابزارهای بیرونی برای کمک به حافظه است.

سارا درن: مثلاً این‌که تقویم دیجیتال قرارهای کاری و ملاقات‌هایم را به خاطر بسپارد؟

آنی کولبرت: دقیقاً. برون‌سپاری شناختی یعنی اجازه دهیم فناوری به نوعی مغز دوم ما تبدیل شود.

سارا درن: پس گوشی من در حال تبدیل کردنم به یک انسان تکامل‌یافته‌تر است؟

آنی کولبرت: نه، نه، کمی آرام‌تر. چون مقاله جردن به جنبه‌های منفی هم اشاره می‌کند. اگر مغز بداند اطلاعات در جایی امن ذخیره شده‌اند، ممکن است تلاش کمتری برای به خاطر سپردن آن‌ها انجام دهد.

سارا درن: پس وقتی از یک کنسرت هفتاد و پنج عکس می‌گیرم…

آنی کولبرت: مغزت ممکن است بگوید بسیار خوب، دوربین این صحنه را ثبت کرده و من دیگر لازم نیست کاری انجام دهم. پژوهشگران برای این موضوع اصطلاح دیگری هم دارند؛ فراموشی دیجیتال. ایده اصلی این است که وقتی مطمئن باشیم اطلاعات جایی ذخیره شده‌اند، معمولاً کمتر آن‌ها را در حافظه خود نگه می‌داریم.

سارا درن: پس شاید آن اسکرین‌شات‌هایی که ذخیره می‌کنم و هیچ‌وقت به آن‌ها برنمی‌گردم، واقعاً باعث ضعیف‌تر شدن حافظه‌ام می‌شوند.

آنی کولبرت: احتمال دارد. البته فکر می‌کنم مشکل بزرگ‌تر این است که روزی باستان‌شناسان به گالری تصاویر تو نگاه می‌کنند و تعجب خواهند کرد که چرا انسان‌ها این‌قدر به دستور غذاهایی علاقه داشتند که هرگز آن‌ها را نپختند.

سارا درن: واقعاً حرفت درست است.

آنی کولبرت: و متخصصانی که جردن با آن‌ها صحبت کرده بود، نمی‌گویند باید فناوری را کنار بگذاریم. نکته اصلی این است که میان مزایا و معایب تعادل وجود دارد. راحتی و دقت بیشتری به دست می‌آورید، اما گاهی بخشی از توانایی به خاطر سپردن خودتان را از دست می‌دهید.

سارا درن: شاید بهتر باشد از تک‌تک لحظه‌های زندگی عکس نگیریم.

آنی کولبرت: دقیقاً. یکی از پژوهشگران حتی گفت بسیاری از ما بیش از حد همه چیز را ثبت می‌کنیم. گاهی اشکالی ندارد که عکس‌های کمتری بگیریم، گوشی را کنار بگذاریم و فقط در لحظه حضور داشته باشیم.

سارا درن: این حرف به شکلی عجیب به موضوع امروز ما مرتبط است.

آنی کولبرت: کاملاً همین‌طور است. اگر تابستان‌های کودکی طولانی به نظر می‌رسیدند چون سرشار از تجربه‌های به‌یادماندنی بودند، شاید لازم نباشد همه چیز را ثبت کنیم. شاید بهتر باشد زمان بیشتری را صرف زندگی کردن واقعی کنیم.

سارا درن: این قسمت واقعاً عمیق و تأمل‌برانگیز بود.

آنی کولبرت: من ابعاد زیادی دارم. و البته تعداد بسیار زیادی اسکرین‌شات.

سارا درن: آیا خاطره مورد علاقه‌ای از اردوهای تابستانی دارید؟ آن را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید. تهیه‌کننده ما آلن هابرچاک است. این قسمت بر اساس مقاله‌های جنیفر برن و جردن برچت برای Popular Science تهیه شده و لینک آن‌ها را در توضیحات برنامه خواهید یافت.

آنی کولبرت: از تیم برنامه، از اردوهای تابستانی، از The Price Is Right و از همه شما که به این قسمت گوش دادید سپاسگزاریم.

Rate this post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *