پشت پرده قدرت جهانی؛ آیا این شرکتها دنیا را کنترل میکنند؟
سوالات بیپاسخ زیادی درباره پشت پرده قدرت جهانی و کنترلکنندگان ساختارهای مالی وجود دارد. تصور اینکه یک هسته کوچک و مشخص، نفوذی بیهمتا در اقتصاد و سیاست دنیا داشته باشد، همواره برای عموم جذاب و قابل توجه بوده، اما آیا واقعا چنین چیزی قابل اثبات است؟
یک برداشت در میان رسانهها و مردم این است که احتمالا چند شرکت فراملیتی قدرتمند یا همان TNCها روی اقتصاد جهانی تسلط دارند. البته واضح است که یک شرکت، معمولا از تعدادی زیرمجموعه به اضافه چند سهامدار برخوردار بوده و بستگی به نوع برند و خدمات خود، میتواند نقش موثری در تحولات اقتصادی داشته باشد، اما اینطور به نظر میرسد که شرکتهای فراملیتی، تافتههایی جدابافته از سایر کمپانیها هستند و با ساختاری از نوع هسته-پیرامون، تصمیمات و سیاستهای خود را به زیرمجموعههایشان در دنیا انتقال میدهند.

اما با فشارهای سیاسی مداوم و اعتراض سرمایهگذاران به دلیل احتمال وجود تفاوت میان اولویتهای آنان و مدیران این صندوقها، BlackRock، StateStreet و Vanguard تصمیم گرفتهاند تا آزادی عمل بیشتری برای رایدهی در تصمیمات مختلف در اختیار سرمایهگذاران خود قرار دهند. برای مثال، کنگره آمریکا تلاش دارد تا با پیشنهادی چون INDEX Act، حقوق رای نیابتی را از صندوقها به مالکان ذینفع آنها انتقال دهد، نه اینکه رایدهی به صورت مرکزی و مستقیم توسط خود صندوقها صورت بگیرد.
در این مسیر حتی خود این صندوقها هم تصمیم گرفتهاند تا برای افزایش اعتماد عمومی، سرمایهگذاران را در رایدهی شریک کنند، برای مثال شرکت BlackRock با واحد شرایط کردن ۳.۱ تریلیون دلار از ۶.۳ تریلیون دلار سرمایه موجود در صندوقهای خود، اجازه داده تا دموکراسی جلوه جدیتری پیدا کند و افراد بیشتری در تصمیمگیریهای کلان برای شرکتهایی که سهامشان را در اختیار دارند، نقش داشته باشند.
با این حال، همچنان تصورات عمومی حول نقش فوقالعاده عدهای خاص در تصمیمات اقتصادی دنیا ادامه دارد و بعید است روزی جامعه به این نتیجه برسد که دیگر مافیا و پشت پردهای وجود ندارد.