با مردان گِلی آسارو، جنگجویان نقابپوش گینه نو آشنا شوید | دیجینوی
مردان گِلی آسارو در پاپوا گینه نو بدن خود را با گل سفید میپوشانند و ماسکهایی ترسناک بر چهره میگذارند، اما برخلاف ظاهر هولناکشان، امروزه دیگر جنگجویانی خطرناک به شمار نمیروند.
کیتی کاف، گردشگر و تولیدکننده محتوای سفر، تجربه دیدار خود با مردان گِلی آسارو در پاپوا گینه نو را در شبکه اجتماعی تیکتاک ثبت کرده. اگر در ارتفاعات پاپوا گینه نو سفر کنید، ممکن است ناگهان با مردانی روبهرو شوید که بیشتر به ارواح زنده شباهت دارند. بدن آنها با لایهای از گل روشن پوشیده شده و برخی نیز چنگالهایی از جنس بامبو در دست دارند. ماسکهایشان چشمهای برآمده، نیشهای تیز و شاخهای پیچخورده دارد و چهرهای وهمآلود ایجاد میکند.
این افراد همان مردان گِلی آسارو هستند؛ یکی از شناختهشدهترین نمادهای فرهنگی پاپوا گینه نو. ظاهر غیرعادی آنها سالها توجه گردشگران و بازدیدکنندگان خارجی را جلب کرده و در دوران تیکتاک نیز این منطقه به مقصدی جذاب برای ماجراجویانی تبدیل شده است که به دنبال تجربههای متفاوت فرهنگی هستند.
اما مردان گِلی آسارو چه کسانیاند و این رسم عجیب از کجا آمده است؟ انتشار ویدیویی تازه از آنها باعث شده بسیاری از کاربران درباره پیشینه این سنت کنجکاو شوند؛ در حالی که واقعیت پشت این ظاهر ترسناک با آنچه در نگاه نخست تصور میشود تفاوت دارد.
ماجرای مردان گِلی آسارو چگونه آغاز شد؟
کیتی کاف در ویدیویی که بیش از پنج میلیون بار دیده شده، خود را داخل غاری نشان میدهد. دو مرد گِلی آسارو نیز اطراف او ایستادهاند؛ هر دو سراسر بدنشان را با گل سفید پوشاندهاند و ماسکهایی ترسناک بر صورت دارند. کاف درباره این پوشش توضیح داده است:
این لباسها در اصل پوششهای جنگی قبیلهای بودند و مردم از آنها برای ترساندن دشمنان استفاده میکردند.
با این حال، منشأ واقعی این سنت چندان ساده نیست و روایتهای مختلفی درباره آن وجود دارد. در یکی از داستانهای رایج آمده است که گروهی از مردم آسارو زمانی در یک نبرد شکست خوردند و مجبور شدند از دشمن فرار کنند. آنها در نزدیکی رودخانه آسارو پناه گرفتند؛ رودخانهای که اطراف آن را گل و لای روشن پوشانده بود.

افراد گروه هنگام استراحت کنار رودخانه به گل آلوده شدند و پوستشان ظاهری سفید پیدا کرد. مدتی بعد، هنگامی که دوباره با دشمنان خود مواجه شدند، طرف مقابل تصور کرد با ارواح یا موجودات فراطبیعی روبهرو شده است. دشمنان از ترس گریختند و همین اتفاق، بنا بر این روایت، زمینه شکلگیری سنت جنگجویان شبحمانند آسارو را فراهم کرد.
البته مشخص نیست این داستان واقعاً خاستگاه اصلی مردان گِلی باشد. انسانشناسان معتقدند شکل امروزی این نمایش احتمالا از ترکیب چند سنت قدیمیتر به وجود آمده و بعدها در قالبی واحد بازسازی شده است.
روایتهای متفاوتی درباره پیدایش نقابها وجود دارد
در سال ۱۹۹۶، انسانشناسان تون اوتو و رابرت ورلوپ پژوهشی درباره تاریخ مردان گِلی آسارو منتشر کردند. این تحقیق بر پایه مطالعات میدانی ورلوپ و نیک دی هیر انجام شده بود و پژوهشگران برای رسیدن به تصویری منسجمتر، روایتهای شفاهی مختلف مردم منطقه را بررسی کردند.
بخش مهمی از این پژوهش به گفتههای رویپو اوکوروهو، رئیس شناختهشده گروه مردان گِلی، متکی بود. بر اساس یکی از روایتهایی که در این تحقیق بررسی شده، این سنت در روستای کومونیوه شکل گرفت. در اواخر قرن نوزدهم، مردی به نام بوکیرو پوته چند سال را در منطقه واتابونگ گذراند. او در آنجا با سنتی به نام بَکیمه آشنا شد که در آن جنگجو پیش از حمله، بدن یا صورت خود را با شیره سفید درخت منیها میپوشاند.
این کار بیشتر جنبه عملی داشت. فرد مهاجم با پوشاندن چهره میتوانست هویت خود را پنهان کند و تشخیص او برای دشمن دشوار میشد؛ در نتیجه، احتمال انتقام گرفتن از خود او یا خانوادهاش کاهش پیدا میکرد.
بوکیرو پس از بازگشت به زادگاهش، این روش را تغییر داد. شکل تازه این رسم گِریتووای نام داشت. برخلاف بَکیمه، در گِریتووای برای پوشاندن صورت، چارچوبی از بامبو و یک کیسه بیلوم به کار میرفت که روی آن سوراخهایی برای چشم ایجاد شده بود. سپس گل روی این پوشش مالیده میشد.

هیچکدام از این دو روش، لباس رسمی و معمول جنگی محسوب نمیشدند. جنگجویان برای نبرد از پوششهای سنتی مخصوص استفاده میکردند، در حالی که چنین پوششهایی بیشتر برای حملات هدفمند، ترور یا اقدامات تلافیجویانه به کار میرفتند.
البته داستان دیگری نیز درباره پیدایش این ظاهر وجود دارد. طبق این روایت، مردی از مردم آسارو لباس سنتی مناسب برای مراسم ازدواج نداشت. او به جای آن ماسکی بر صورت گذاشت و بدنش را با گل پوشاند. مهمانان عروسی با دیدن او تصور کردند با یک روح روبهرو شدهاند و از ترس فرار کردند.
زمان دقیق آغاز استفاده مردم آسارو از گل روی بدن مشخص نیست، اما شواهد نشان میدهد نقاشی و پوشاندن بدن در ارتفاعات پاپوا گینه نو سابقهای طولانی داشته است. برای نمونه، مردان اطراف کوه هاگن گاهی پیش از جنگ بدن خود را با زغال سیاه میپوشاندند تا هم شناسایی آنها دشوارتر شود و هم هراسانگیزتر به نظر برسند.
شواهد دیگری نیز از استفاده از گل در این منطقه وجود دارد، اما در برخی موارد گلمالی بدن با سوگواری برای افرادی که در جنگ کشته شده بودند ارتباط داشته است. پس چرا مردان گِلی آسارو هنوز هم با گل سفید و ماسکهای عجیب ظاهر میشوند؟
یک سنت جنگی به نمایشی برای گردشگران تبدیل شد
در سال ۱۹۵۷، برگزارکنندگان نخستین نمایشگاه کشاورزی ارتفاعات شرقی پاپوا گینه نو از رویپو اوکوروهو، که نماینده مردم آسارو بود، خواستند بخشی از میراث فرهنگی جامعه خود را برای بازدیدکنندگان به نمایش بگذارد.
او با یادآوری داستانهای مربوط به پوششهای گِریتووای، با دیگر رهبران جامعه مشورت کرد و تصمیم گرفتند این سنت را احیا کنند؛ البته این بار با تغییراتی چشمگیر. به جای پوششهای ساده ساختهشده از بامبو و کیسه، آنها ماسکهایی بسیار پیچیدهتر و ترسناکتر ساختند و بدن اجراکنندگان را نیز با گل سفید پوشاندند.

اجرای آنها در نمایشگاه کشاورزی ارتفاعات شرقی با استقبال زیادی مواجه شد. در سالهای بعد، نمایشها گستردهتر و پرجزئیاتتر شدند و ماسکها نیز چهرههایی ترسناکتر و عجیبتر پیدا کردند. همراه با این تغییرات، نوعی اجرای نمایشی با ظاهر ارواح شکل گرفت و اجراکنندگان نقابپوش را هولوسا مینامیدند؛ واژهای که به معنای ارواح است.
از دهه ۱۹۵۰ تاکنون، اجراهای هولوسا بهتدریج پیچیدهتر شدهاند و ظاهر ماسکها نیز برای جلب توجه مخاطبان و گردشگران تغییر کرده. ماسکها در ابتدا از بامبو ساخته میشدند، اما بعدها استفاده از ریشه موز رواج پیدا کرد و در نهایت ماسکهای گِلی ساخته شدند. گفته میشود این تغییرات تا حدی به سلیقه تماشاگران و همچنین دسترسی به مواد اولیه مختلف مربوط بوده است.
حتی حالت چهره ماسکها نیز در طول زمان تغییر کرده است. در ابتدا چهرهها بیشتر خشمگین و تهدیدآمیز بودند، اما بعدها احساسات گوناگونی از جمله شادی نیز در طراحی آنها دیده شد. اما داستان معروف جنگجویانی که کنار رودخانه پنهان شدند، بدنشان با گل پوشیده شد و دشمن آنها را روح تصور کرد، از کجا آمده؟ پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. ممکن است این داستان ترکیبی از یک اتفاق واقعی و اغراقهای بعدی باشد یا اینکه اساسا یک افسانه محلی باشد که در طول سالها از طریق روایت میان روستاییان، نویسندگان و گردشگران شکل گرفته است.
گردشگر در غار آسارو در معرض خطری واقعی نبود
پس از انتشار ویدیوی کیتی کاف، برخی کاربران نگران شدند و پرسیدند آیا او واقعا در معرض خطر قرار گرفته است یا نه. با این حال، شواهد موجود نشان میدهد کاف در یک اجرای گردشگری حضور داشته و مردان گِلی نیز در چارچوب همین برنامه فرهنگی ظاهر شدهاند.
این اجراها امروزه بخشی از فعالیتهای گردشگری منطقه محسوب میشوند و درآمد و توجه بیشتری را برای مردم آسارو به همراه میآورند. بنابراین، آنچه در ویدیوی کاف دیده میشود، برخلاف تصور برخی کاربران، یک رویارویی ناگهانی و خطرناک با جنگجویان واقعی نیست.
کاف درباره سفر خود نوشت:
در حال بازدید از غار مقدس مردان گِلی آسارو هستم. در دوره درگیریهای شدید قبیلهای، حدود ۵۰ سال پیش، مردان گِلی در همین مکان پنهان میشدند. آنها با پوششی شبیه ارواح ترسناک، از این غار برای برنامهریزی راهبردهای نبرد استفاده میکردند و برای پیروزی در جنگ از ارواح یاری میخواستند.
او همچنین درباره دشواری مسیر گفت:
برای رسیدن به اینجا باید چهار پرواز و هفت اتوبوس را پشت سر بگذارید، اما ترسیدن از مردان گِلی آسارو در این مسیر کاملا ارزشش را دارد.
کیتی کاف در پایان با انتشار این تجربه نشان داد که سنت مردان گِلی آسارو، فارغ از منشأ دقیق آن، همچنان بخش جالبی از میراث فرهنگی پاپوا گینه نو بوده و اجرای امروزی آن به یکی از جاذبههای گردشگری این منطقه تبدیل شده است.