چه چیزی شخصیت انسان را شکل میدهد؟
به نظر میرسد ژنها و محیط زندگی هر دو نقش مهمی در شکلگیری شخصیت دارند.
آزمون معروف مایرز-بریگز، شخصیتی با تیپ INTJ را معمولا معمار معرفی میکند. افراد این گروه مستقل، مصمم، کنجکاو و خلاق توصیف میشوند، اما در مقابل ممکن است اهل جدل، بیش از حد انتقادگر و بیتوجه به احساسات دیگران باشند و عقلانیت و موفقیت را نسبت به رعایت ملاحظه و ادب در اولویت قرار دهند.
خانوادهها معمولا میتوانند بخش زیادی از این ویژگیها را در اعضای INTJ مشاهده کنند. این تیپ شخصیتی نیز چندان رایج نیست؛ حدود ۲ تا ۴ درصد جمعیت و تقریبا ۱ درصد زنان در این گروه قرار میگیرند. حال این پرسش مطرح میشود که آیا شخصیت انسان از بدو تولد شکل گرفته یا عوامل دیگری در ساختن آن نقش دارند.
پاسخ به این پرسش ساده نیست و دانشمندان همچنان در حال بازنگری و تکمیل درک خود از آن هستند.متیو کلر، متخصص ژنتیک رفتاری در دانشگاه کلرادو بولدر، گفت:
از یک نظر میتوان گفت همه چیز از ژنها میآید و همه چیز نیز از محیط تأثیر میگیرد.
دهها مطالعه روی دوقلوها نشان دادهاند که شخصیت تا اندازهای قابلیت انتقال ژنتیکی دارد، اما سازوکار تأثیر ژنها بر شخصیت انسان بسیار پیچیده است و هنوز مشخص نیست عوامل محیطی دقیقا چگونه این مسیر را تغییر میدهند.
تد شواِبا، روانشناس شخصیت در دانشگاه ایالتی میشیگان، اذعان میکند که حتی تعریف خود شخصیت نیز مفهومی پیچیده و تا حدی مبهم است. بیشتر مردم شخصیت را مجموعهای از صفات میدانند؛ همان واژههایی که برای توصیف افراد به کار میروند، مانند خلاق، سختکوش، صادق و مهربان. با این حال، شواِبا میگوید شخصیت تنها به این ویژگیها محدود نمیشود و هویت، داستان زندگی، شهرت و تصویری که دیگران از فرد دارند را نیز در بر میگیرد.
برنت رابرتس، روانشناس شخصیت در دانشگاه ایلینوی اوربانا-شمپین، مهارت، توانایی، علایق و انگیزهها را نیز بخشی از این مجموعه میداند. برای نمونه، ممکن است فردی استعداد فوقالعادهای در فوتبال یا موسیقی داشته باشد، اما اگر علاقه یا انگیزهای برای دنبال کردن آن حوزه نداشته باشد، این توانایی هرگز به بخش اصلی زندگی و رفتار او تبدیل نشود. شواِبا گفت:
شخصیت در واقع هر ویژگی پایدار انسان است که در شکل دادن به هویت و آنچه او را به فردی منحصربهفرد تبدیل میکند، نقش دارد.
با وجود دشواری در تعریف دقیق شخصیت، بیشتر روانشناسان برای سنجش آن از مدل استاندارد پنج عامل بزرگ استفاده میکنند. این چارچوب افراد را بر اساس پنج ویژگی گسترده ارزیابی میکند: گشودگی، وظیفهشناسی، برونگرایی، سازگاری و روانرنجوری؛ یعنی میزان گرایش فرد به تجربه احساسات منفی.
مدل پنج عامل بزرگ با وجود کامل نبودن، امکان مقایسه شخصیت افراد مختلف و بررسی تغییرات آن در طول زمان را فراهم میکند. این مدل و سایر ابزارهای سنجش شخصیت همچنین توانستهاند عملکرد تحصیلی و شغلی، روابط، سلامت و حتی طول عمر افراد را تا حد قابل توجهی پیشبینی کنند.
نقش ژنتیک در شخصیت
در بخش بزرگی از قرن بیستم، پژوهشگران برای بررسی تأثیر ژنها و محیط بر شخصیت، به مطالعه دوقلوها روی آوردند. در یکی از پژوهشهای سال ۱۹۹۶، ویژگیهای ۱۲۳ جفت دوقلوی همسان که تقریبا تمام DNA یکسانی دارند، با ۱۲۷ جفت دوقلوی غیرهمسان که حدود نیمی از DNA خود را مشترک دارند، مقایسه شد. نتایج نشان داد تفاوتهای ژنتیکی تقریبا ۴۰ تا ۶۰ درصد تغییرات مشاهدهشده در پنج ویژگی اصلی شخصیت را توضیح میدهند.

این برآورد در تحقیقات بعدی نیز تا حد زیادی پابرجا ماند. یک فراتحلیل در سال ۲۰۱۵ که بیش از ۱۰۰ هزار نفر را بررسی کرده بود، نشان داد شخصیت حدود ۴۰ درصد قابلیت انتقال ژنتیکی دارد. وراثتپذیری مشخص میکند چه میزان از تفاوتهای مشاهدهشده میان افراد در یک ویژگی، از تفاوتهای ژنتیکی ناشی میشود. کلر توضیح میدهد اگر ویژگیای ۱۰۰ درصد وراثتپذیر باشد، تمام تفاوتهای میان افراد در آن ویژگی با ژنتیک ارتباط خواهد داشت؛ در مقابل، وراثتپذیری صفر درصد یعنی ژنتیک هیچ نقشی در توضیح این تفاوتها ندارد.
بنابراین وقتی دانشمندان میگویند شخصیت حدود ۴۰ درصد وراثتپذیر است، منظورشان این نیست که ۴۰ درصد شخصیت یک فرد مستقیما از ژنهای او ساخته شده است. برای مثال، یک مادر برونگرا ممکن است برخی گونههای ژنتیکی مرتبط با برونگرایی را به فرزندش منتقل کند و احتمال برونگرا شدن او را افزایش دهد، اما این موضوع به معنای قطعی بودن چنین سرنوشتی نیست.
وراثتپذیر بودن یک ویژگی نیز به معنای تغییرناپذیر بودن آن یا شکلگیری کاملش در هنگام تولد نیست. محیط همچنان اهمیت دارد. قد نمونه مناسبی است؛ این ویژگی حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد وراثتپذیری دارد، اما ژنها بهتنهایی قد نهایی فرد را مشخص نمیکنند. کودکی که والدین قدبلند دارد ممکن است از نظر ژنتیکی ظرفیت رسیدن به قد بلند را داشته باشد، ولی در صورت تغذیه نامناسب شاید هرگز به این ظرفیت نرسد.
قد و شخصیت هر دو از ویژگیهای ژنتیکی پیچیده محسوب میشوند. پژوهشی در سال ۲۰۲۲ که ۵.۴ میلیون نفر را بررسی کرد، بیش از ۱۲ هزار گونه ژنتیکی مرتبط با قد را شناسایی کرد. در پژوهشی دیگر در سال ۲۰۲۴ درباره پنج ویژگی اصلی شخصیت، ۲۵۴ ژن مرتبط با دستکم یکی از این ویژگیها شناسایی شد. بنابراین نه یک ژن منفرد برای تعیین قد وجود دارد و نه ژنی واحد مسئول برونگرایی، سازگاری یا وظیفهشناسی است. این ویژگیها احتمالا از اثر مشترک تعداد زیادی ژن شکل میگیرند که هر کدام بهتنهایی تأثیر بسیار اندکی دارند.
شواِبا برای توضیح این موضوع، گونههای ژنتیکی را به دانههای شن در یک ساحل تشبیه میکند. یک دانه شن نمیتواند اطلاعات زیادی درباره ظاهر یک ساحل به ما بدهد، اما هزاران دانه در کنار یکدیگر میتوانند شکل کلی منظره را بسازند.
محیط چگونه شخصیت را تغییر میدهد؟
اگر ژنها فقط بخشی از تفاوتهای شخصیتی را توضیح میدهند، بخش باقیمانده از کجا ناشی میشود؟ دانشمندان هنوز پاسخ قطعی این پرسش را پیدا نکردهاند.

در چند دهه گذشته، پژوهشگران عوامل مختلفی مانند شیوه تربیت والدین، ترتیب تولد، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و رویدادهای مهم زندگی را بررسی کردهاند. با این حال، بهجز تجربههای بسیار شدید مانند آزار، تروما یا محرومیت شدید، بیشتر عوامل غیرژنتیکی اثراتی بسیار کوچکتر از چیزی داشتهاند که انتظار میرفت.
رابرتس این فرایند را به مرگ بر اثر هزاران بریدگی کوچک تشبیه میکند. هیچ تجربه منفردی ظاهرا نمیتواند بخش بزرگی از شخصیت را توضیح دهد، اما هزاران تأثیر کوچک محیطی ممکن است در طول زندگی روی هم انباشته شوند و بهتدریج شخصیت را شکل دهند.
بررسی تأثیر محیط بسیار دشوارتر از مطالعه DNA است. دانشمندان میتوانند ژنوم انسان را توالییابی کنند، اما برای درک اثرات محیطی باید هزاران نفر را طی چندین دهه زیر نظر بگیرند.
با این حال، پژوهشگران میدانند که شخصیت ثابت و غیرقابل تغییر نیست و در طول زندگی میتواند دگرگون شود. حتی برخی افراد قادرند آگاهانه بعضی ویژگیهای خود را تغییر دهند. شواِبا میگوید رواندرمانی میتواند شخصیت را تغییر دهد و بزرگسالان نیز میتوانند برونگراتر شوند؛ برای مثال، اگر با جدیت بیشتری وارد تعاملات اجتماعی شوند و خودشان را به خارج از محدوده آسایششان بکشانند.
دانشمندان هنوز دقیقا نمیدانند شخصیت از چه زمانی در زندگی انسان پدیدار میشود. شواِبا معتقد است تفاوتهای فردی تا سالهای پیش از دبستان کاملا قابل مشاهده هستند، اما او و یکی از همکارانش اخیرا این پرسش را مطرح کردهاند که آیا شاید کودکانی که بعدها برونگرا میشوند، حتی پیش از تولد نیز در رحم مادر جنبوجوش بیشتری داشته باشند. شواِبا گفت:
در واقع مطالعهای درباره چنین موضوعی سراغ نداریم.
در نهایت، احتمال دارد یک کودک در برخی جنبهها شبیه تیپ شخصیتی معمار یا INTJ باشد. ژنهایی که از والدین به ارث میبرد ممکن است شخصیت او را در مسیرهای مشخصی اندکی سوق دهند، اما این ژنها سرنوشت او را بهطور قطعی تعیین نخواهند کرد. آنچه این کودک در آینده خواهد شد، به مجموعهای از تجربههای زندگی وابسته است؛ تجربههایی که دانشمندان همچنان در تلاش برای جدا کردن و فهم تأثیر هر یک از آنها هستند.